«من کلید حل مشکلات مان را در مقطع کنونی در دست سیاست خارجی می دانم.» این سخن قطعا به این معنا نیست که مشکلات کشورمان را باید با کمک خارجی ها حل کنیم بلکه برخاسته از نگرشی درست نسبت به تحولات جهانی و روابط پیچیده بین المللی و ضرورت صیانت از منافع ملی کشورمان در جهان است .در این زمینه و نکات مورد نظر رئیس جمهور بیان چند نکته ضروری به نظر می ر سد:


1-رئیس جمهور براین باور است که تجدید نظر در سیاست خارجی به معنای تغییر در اصول و مبانی نیست بلکه تغییر در شیوه های عملکردی است . این سخن در عرصه سیاست خارجی در واقع ترجمان دقیق سخن رهبر فرزانه انقلاب است که فرمودند: «آرمان گرایی بدون ملاحظه واقعیت ها، به خیالپردازی ها و توهم خواهد انجامید. وقتی شما دنبال یک مقصودی ،یک آرمانی حرکت می کنید، واقعیت های اطراف خودتان را بسنجید و طبق آن واقعیت برنامه ریزی کنید.» واقعیت های جهان امروز و گره خوردن منافع ملی کشورها به مناسبات بین المللی و منطقه ای حساسیت سیاست خارجی کشورها را مضاعف ساخته است و در این میان مجموعه اقدامات خصمانه علیه جمهوری اسلامی و تلاش آنها برای« مین گذاری» عرصه سیاست خارجی برای ایران ضرورت هوشمندی دستگاه دیپلماسی را برای جمهوری اسلامی صد چندان می کند. همین پیچیدگی هاست که کوچکترین اشتباه در این عرصه می تواند خسارتهای جبران ناپذیری را برای کشورمان به همراه داشته باشد، چنانکه یک تدبیر هوشمندانه قادر خواهد به تامین منافع ملی کشورمان در حیطه های گسترده ای منجر شود .دقیقا بر همین اساس رئیس جمهور با تفکیک جایگاه حقوقی و شخصیت حقیقی افراد بر مواضع سنجیده افراد با توجه به جایگاه حقوقی آنان تاکید می ورزد . باید اذعان کرد که در طی سالهای اخیر، کشور خسارتهای جبران ناپذیری را بخاطر اظهارات نسنجیده در حوزه سیاست خارجی از سوی برخی مقامات متحمل شده است ، اظهاراتی که گاه آرمان گرایانه هم بود، اما بدون توجه به واقعیت ها بیان گردید . در این باب به همین اشاره بسنده می کنم ،مصادیق آن چندان دور از ذهن نیست .
2-دور کردن عرصه سیاست خارجی از خطابه ها و سخنرانی ها و استفاده ابزاری از آن برای تحریک احساسات مردم و گرفتن تکبیر و کف از آنها خواسته دیگر رئیس جمهور از نخبگان ،صاحبنظران و تریبون داران جامعه است ،که پیش از این رهبر فرزانه انقلاب همه آنها را به کمک به دولت فراخوانده اند .بهره گیری رئیس جمهور از دو واژه «تکبیر» و «کف» هم اشاره به هر دو جریان سیاسی کشور دارد، که در شرایط فعلی یکی از راههای شناخت آنها تظاهرات احساسات طرفدارانشان در این دو کنش است! البته روشن است که این تذکر به معنای نفی نقد منصفانه سیاست خارجی نیست .
اگر جهان کنونی را عرصه« نبرد دیپلماسی » بدانیم، گزافه نگفته ایم ،و اگر چنین است ،موفقیت در این نبرد تنها با «وحدت فرماندهی » میسر است .اینکه هر روز یک صدا یا سخنرانی یا خطابه عرصه سیاست خارجی را دچار تنش و چالش کند قطعا منافع ملی کشورمان صدمه خواهد دید، بویژه آنکه باید توجه داشته باشیم وحدت فرماندهی در سیاست خارجی در چارچوب سیاستهای کلان نظام انجام می شود و رهبری با دقت ،حساسیت و هوشمندی تحولات این عرصه را رصد می کنند.
3-بهره گیری دستگاه دیپلماسی از دیدگاههای کارشناسی و پرهیز از حرکتهای بدون پشتوانه کارشناسی نیز توصیه صریح رئیس جمهور به متولیان سیاست خارجی کشور است . به ویژه اینکه وزارت خارجه جمهوری اسلامی اکنون با یک تجربه 35 ساله از بدنه کارشناسی زبده ،ورزیده و ارزشمندی برخوردار است که می تواند پشتوانه عظیمی برای دیپلمات های ارشد کشورمان باشد، که انتظار می رود با توجه به سوابق طولانی و موفق دکتر ظریف به عنوان یکی از باسابقه ترین دیپلمات های وزارت امور خارجه ،در این دوره شاهد هیچ اقدام غیر کارشناسی و نسنجیده از سوی دستگاه دیپلماسی نباشیم .چرا که بنظر میرسد کشور از دوران «آزمون و خطا» در اداره کشور عبور کرده است .
انتظار میرود عرصه دیپلماسی در دولت اعتدال ،تدبیر و امید عرصه آشتی با دنیا با حفظ اصول و مبانی انقلاب باشد و نگارنده براین باور است که این یک هدف دست یافتنی است، چراکه اصول و مبانی انقلاب اسلامی منطبق بر موازین بین المللی و آرمانهای بشریت در جامعه جهانی است و ما باید بتوانیم با ابتکارهای سازنده و بدیع و بهره گیری از شیوه های هوشمندانه، آرمان گرایی در عرصه سیاست خارجی را با واقعیت های دیپلماسی جهانی پیوند بزنیم وبا پرهیز از خیالپردازی و توهم، منافع ملی کشورمان را از مسیر این پیوند تامین کنیم.