روزهای سراسر خاطره و مخاطره بهمن 57 را می توان به جرأت روزهائی برای ملت ایران دانست که در اوج شادابی سیاسی، انقلابی سترگ را در قطعه ای از جهان امروز خلق کرد که سر منشاء تحولاتی عظیم در دنیای کنونی بود و سی سال بعد پژواک آن ملتهای بزرگی را سر زنده نمود و بیداری اسلامی در مصر، تونس، لیبی، یمن و... دیکتاتورهای سرخوش را به زیر کشید و معادلات جدیدی را در منطقه رقم زد و زلزله ای را پدید آورد که پس لرزه های آن هنوز تن حاکمان مستبد دیگری را می لرزاند.

شادابی سیاسی اما برای  کشور نیز ارمغانهای بزرگی را به همراه داشته و دارد و اگر چه  با فراز و نشیب هایی نیز همراه بوده است اما برای انقلابی به عظمت انقلاب ما نشاط و شادابی نه یک نیاز که یک ضرورت است.

ملت ایران با سر زندگی و نشاط سیاسی قادر خواهند بود قله های بلند تری را فتح کند و افق های روشن تری را برای آینده به تصویر کشد. در زندگی سیاسی مردم ایران شادابی سیاسی نشانگر هویت یک ملت انقلابی است و رخوت و سستی، آفتی است که می تواند هویت انقلاب را نشانه رود و موجب ایستایی انقلاب گردد و این اقیانوس خروشان و مواج را به مثابه یک برکه و مرداب متوقف کند. انقلاب مردمی به ملتی با نشاط، جوانانی شاداب، مدارسی پرسشگر، دانشگاهی سیاسی و فعال و کشور ی سر شار از شادابی و تحرک سیاسی نیازمند است. همین ویژگی هاملت ما را از دیگر ملتها متمایز می کند و ایرانیان را به عنوان ملتی هوشمند و پیشتاز به جهانیان می نمایاند.

شناخت آفت های شادابی سیاسی و جستجوی راهکارهای مناسب برای مقابله با این آفتها علاوه بر آنکه می تواند انقلاب را بیمه کندو در مسیر درست پیش ببرد، قادر است شیوه های نادرستی که گاه به نام تحرک و نشاط سیاسی بر مردم تحمیل می شود را نیز اصلاح نماید و مردم را در برابر نشانی های غلطی که برای آرمانشهر شادابی سیاسی داده می شود هوشیار سازد.

الف: آفتهای نشاط سیاسی

1-فقدان سازماندهی فراگیر مردمی

اگر چه انقلاب اسلامی یک انقلاب حزبی و تشکیلاتی نبود اما سازماندهی سنتی جامعه و ارتباط سازمان یافته مردم بارهبری و روحانیت  انقلابی سازوکاری را پدید آورده بود  که بر اساس آن بسیج توده های میلیونی و برگزاری  راهپیمایی های سر نوشت ساز میسر گردید. اما پس از پیروزیانقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی ،از آنجاکه مهندسی این نظام بر مبنای مردم سالاری اسلامی بر محوریت مشارکت مؤثر مردم طراحی گردید، ایجاد ساز و کار های لازم برای سازماندهی مردم یک ضرورت است.

در نظام های دمکراتیک غربی« احزاب سیاسی »مسئولیت سازماندهی مردم را بر عهده دارند اما در کشور ما که هنوز احزاب بالغ سیاسی شکل نگرفته  و سازوکار جایگزین نیز از سوی نظریه پردازان بومی رائه نگردیده است، فقدان سازماندهی به عنوان یک خلاء جدی رخ می نماید. ایجاد تشکل های «صنفی _سیاسی» اگر چه می تواند بخشی از خلاء احزاب را پر کند ولی از آنجا که نمی تواند به طور فراگیر همه اقشار جامعه را تحت پوشش قرار دهد، کفایت نمی کند. سایر احزاب سیاسی نیز در کشور ما هرگز از نظر ساختاری نتوانستند در قد و قواره  یک حزب سیاسی فرا گیر ظاهر شوند و لذا شاهد ظهور باند های سیاسی در فضای سیاسی کشور هستیم.

متاسفانه در قاموس باندهای سیاسی منافع گروهی و شخصی، جایگزین منافع ملی است و باندها با شعار« هر کس با مانیست لزوما برماست »و با اتکا به کانون های قدرت به تسویه حساب و حذف باندی روی می آورند. روشن است که چنین رویکردی موجب رخوت و سرخوردگی سیاسی گردیده و شادابی و نشاط در عرصه سیاست را با مخاطره مواجه می کند.

2-افراط و تفریط در عرصه سیاست

یکی از عوامل سرخوردگی سیاسی« افراط و تفریط سیاسی »است، اسلام مکتب اعتدال و نظام جمهوری اسلامی، نظامی بر مبنای عدالت و اعتدال است. بدیهی است اعتدال به معنای عدول از معیار ها و ارزشهای انقلابی و اسلامی نیست.  به جرأت می توان مسیر اعتدال را  در خط «ولایت و رهبری »ترسیم کرد. رهبری در نظام اسلامی در واقع انگشت اشاره است که راه را می نماید و تندروی ها و کند روی ها را برنمی تابد.

یک مثال روشن در این زمینه وضعیت دانشگاه ها است . همچنانکه تبدیل دانشگاهها به خانه تیمی گروهکها و تبدیل دانشگاه به عرصه تاخت و تاز جریانهای سیاسی –آنگونه که در سالهای نخست پیروزی انقلاب رخ داد- افراط و تندروی در فضای سیاسی دانشگاه است، ایجاد فضای بسته در دانشگاهها و برنیافتن هر گونه نقد و انتقاد و فعالیت سیاسی منتقدانه در فضای دانشگاه ها نیز نوعی تفریط است. شاید بتوان تعبیر صریح رهبر انقلاب که فرمودند:« خدا لعنت کند کسانی را که نمی خواهند دانشگاه سیاسی باشد» واکنش رهبری در برابر تفریط های پس از افراط های سالهای نخست دانست.

شادابی سیاسی در کشور حاصل حرکت در مسیر اعتدال و تحمل منتقد در چار چوب اصول و معیارهای جمهوری اسلامی است، اعتدال نه ساختار شکنی است و نه تساهل و تسامح !. اعتدال حرکت در مسیر مشارکت فعالانه و سازنده همه اقشار مردم و حضور شاداب همه نخبگان سیاسی در فعالیتهای سیاسی کشور است.

3-بد اخلاقی سیاسی

یکی دیگراز آفتهای نشاط و شادابی سیاسی« بد اخلاقی سیاسی» است. یادگار جاودانه شهید مدرس که سیاست را عین دیانت و دیانت را عین سیاست می دانست و امام راحل نیز برآن تأکید می ورزیدند ، در واقع وجه تمایز سیاست ورزی در جمهوری اسلامی و سیاسی بازی در دنیای غرب است . همچنانکه اخلاق در مناسبات اجتماعی از ضرورتهای دینی ما بشمار می رود و تهمت، افترا، غیبیت، دروغ، هتک حیثیت و آبروی ریزی در روابط اجتماعی بر اساس تعالیم عالیه اسلام گناه شمرده می شود در مناسبات سیاسی نیز نمی توان از آموزه های اخلاقی غفلت کرد.

بد اخلاقی سیاسی و رواج تهمت، افترا، دروغ و حرمت شکنی در رقابتهای سیاسی آفت بزرگ نشاط و شادابی سیاسی در جامعه دینی است.

رصد رقابتهای انتخاباتی در کشور این واقعیت تلخ را فرا رو می نهد که نه تنها در رقابت های سیاسی هنوز با آموزه های دینی فاصله داریم بلکه گاه رسوخ فرهنگ غربی در رقابتهای سیاسی کشور به روشنی آشکار است، بطوری که گاهی احساس می شود  بجای آنکه سیاست «اخلاقی» گردد اخلاق ها «سیاسی» شده است !

بد اخلاقی در فضای سیاسی کشور موجب کناره گیری نخبگان از فعالیت های سیاسی و سرخوردگی مردم می شود. اغلب کسانی که از فعالیت سیاسی فاصله گرفته اند یا نگران آبروی خویش بوده اند- که با یک تهمت و افترا به حراج گذاشته شود- و یا از بیم اینکه خود آلوده فضای مسموم سیاسی شوند کناره گرفته اند

4-قانون گریزی

شادابی و نشاط سیاسی تنها در سایه قانون میسر است، قانون گریزی و تحرکات فراقانونی نه تنها امید را در فعالیتهای سیاسی افزون نمی کند بلکه موجب یأس و نومیدی و دور شدن مردم و نخبگان از فضای سیاسی کشور می گردد.

اگر چه نمونه های فراوان از قانون گریزی به ویژه در عرصه سیاست و اقتصاد-که تاثیر غیر قابل انکاری بر فضای سیاسی کشور دارد و این مقال فرصت بحث پیرامون آن نیست –اما به عنوان یک نمونه مشخص اگر در جریانات سال 88 معترضین به نتیجه انتخابات اعتراض خود را ازمسیر قانون پیگیری می کردند و بجای اردوکشی خیابانی مسیر قانون را بر می گزیدند، نه آن اعتراضات به فتنه تبدیل می شد و نه بسیاری از سرخوردگی های سیاسی پدید می آمد.

        5-القائات دشمن

در ارزیابی نشاط و سرخودگی سیاسی نمی توان از تلاشها و القائات دشمنان انقلاب غافل شد. آنها که مهمترین مشخصه  انقلاب اسلامی را « مردمی بودن» آن می دانند و بزرگترین پشتوانه نظام اسلامی را مردم می شناسند، همواره تلاش می کنند تا با القائات خود نومیدی و یأس را در فضای سیاسی کشور ترویج کنند. بهره گیری از رسانه ها ، با استفاده از پیچیده ترین تاکتیک های جنگ نرم مهمترین راهکار دشمن برای القاء رخوت در فضای سیاسی کشور است.

دروغپردازی، بزرگنمایی برخی از مشکلات ،حاشیه سازی برای پیشرفتهای کشور و بهره گیری از هر روش و سوژه ای برای تأثیر گذاری بر روند حمایت مردم از جمهوری اسلامی دستور کار امروز دشمنانی است که در طی بیش از سی سال گذشته همه روشهای دیگر از جمله ترور، جنگ، تحریم و تهدید را تجربه کرده و نتیجه نگرفته اند.

اکنون که آفتها و آسیبهای نشاط سیاسی در حد بضاعت مزجاه نگارنده احصاء گردید جستجوی راهکارهای علمی وعملی برای استمرار و گسترش شادابی سیاسی در جامعه چندان دشوار نمی نماید، اگر چه تحقق این راهکارها چندان هم آسان نیست.

ب- بسترها و راهکارها

برای سازماندهی مردم، ناچار از جستجوی سازوکار مناسب هستیم و با توجه به فقدان نظریه پردازی بومی در این زمینه ،در شرایط فعلی« تحزب» تنها راه چاره است. شاید برخی بر این باور باشند که ما  دارای احزاب سیاسی گوناگون هستیم اما واقعیت چنین نیست. بررسی ساختارهای حزبی در کشور این واقعیت را آشکار می سازد که تقریباً ما از هیچ " حزب بالغ سیاسی" برخوردار نیستیم. احزاب سیاسی فراگیر که با محوریت منافع ملی و بر اساس ساختارهای تعریف شده علمی حزبی تشکیل شده باشند و بتوانند در سازماندهی با نشاط مردم نقش ایفا کنند، تقریبا در کشور وجود ندارد  . البته بایستی احزاب در ساختار سیاسی کشور نیز بتوانند مؤثر باشند. تأکید رهبر فرزانه انقلاب بر ضرورت بررسی همزمان دوگانه "تحزب" و "نظام پارلمانی" درسفر  چند سال پیش در کرمانشاه، بیانگر این واقعیت است که از منظر رهبر انقلاب نیز ضرورت تحزب و سازماندهی حزبی مردم و نیز نقش مؤثر آنهادر ساختار سیاسی کشور که عمدتاً در نظام پارلمانی متبلور می شود برای کشور حائز اهمیت است، و بایستی نخبگان و نظریه پردازان در این عرصه و نیز قوه مقننه با بهره گیری از کارشناسان زبده و نخبگان سیاسی برای تبدیل نظریه ها به قانون تلاش کنند ، تا در نهایت بر اساس سازو کارهای پیش بینی شده در قانون اساسی،  تحزب واقعی در نظام سیاسی کشور قانونمند، نهادینه و مستقر گردد.

همچنین پرهیز از« افراط و تفریط سیاسی» و حرکت جریانها ، گروهها و چهره های  در چارچوب «قانون» و در نهایت پایان دادن به « بد اخلاقی های سیاسی» بستر های اصلی گسترش شادابی سیاسی در کشور بشمار می رود.

بنظر می رسد انتخابات یازدهم ریاست جمهوری می تواند عرصه آزمون خوبی برای مقابله عملی با برخی آفات نشاط سیاسی باشد تا مشارکت گسترده و حد اکثری، با نشاط و سرشار از شعور و آگاهی مردم در این انتخابات بهتر از همه دوره های پیشین تحقق یابد ، اما اقدامات بنیادین برای ساختار سازی و سازماندهی سیاسی مردم ضرورتی است که باید به سرعت در دستور کار قوای کشور و نخبگان جامعه قرار گیرد.