آشنایی من و آقای فیاضی برمیگردد به تابستان ۵۹یا ۶۰. آن موقع وی معاون سازمان تبلیغات اسلامی خراسان بود و من نوجوانی علاقهمند به فعالیتهای سیاسی فرهنگی اجتماعی و مسئول انجمن اسلامی یک مدرسه راهنمایی که از طریق امور تربیتی به سازمان تبلیغات وصل شده بودیم تا برای فعالیتهای سمعی و بصری نظیر نمایش فیلم از امکانات آنجا استفاده کنیم. این ارتباط بعدها محکمتر شد، از آن رو که من در حلقه «شهید حکمت» بودم و ایشان پلههای مسئولیتهای بعدی نظیر معاونت دفتر نمایندگی ولیفقیه در استان، معاونت کنگره امام رضا(ع) و سپس مدیرمسئولی روزنامه قدس را میپیمود، در همه این مسئولیتها با حلقه ما مرتبط بود چرا که نگاه ایشان از ابتدا نگاه میداندهی به فعالیتهای فرهنگی جوانان بود و آنان را جذب میکرد.

به خاطر دارم که در سال ۶۴وقتی شمارههای نخست روزنامه «قدس» در طبقه دوم ساختمان سازمان پژوهشهای آستان قدس رضوی و در قالب چند اتاق تولد مییافت، آقای فیاضی چه شوری داشت و کیست که انکار کند که بخش بزرگی از توفیق روزنامه قدس - در کنار رقیبی مقتدر، صاحب نام و پرسابقهچون خراسان-  مدیون همت شانزده ساله اوست.

اگرچه اولین کارهای مطبوعاتی من در روزنامههای دیگر و به شکلی پراکنده منتشر شده است اما کار حرفهای و ثابت را با دعوت و محبت آقای فیاضی شروع کردهام و به تعبیری «قدس» خاستگاه مطبوعاتی من است. ماجرا به این ترتیب بودکه  در سال ۶۵برای تحصیل رهسپار تهران شدم،در آن سالها چند مقاله با اسم مستعار برای قدس میفرستادم که به طور مرتب منتشر میشد. در این میان هربار که آقای فیاضی را میدیدم میگفت فلانی،اگر زحمتی نیست در دانشکده خود بگرد و فردی به نام حسین مؤمنی را که از آنجا (دانشکده فنی دانشگاه تهران) برایمان مطلب میفرستد پیدا کن و او را به ما متصل کن. من هربار «چشمگویان» بحث را فیصله میدادم، تا اینکه پس از چندبار انتشار مطلب، آن گمنامی به افشای دوستی یا به فراست خودشان لو رفت و همکاری رسمی آغاز شد و گسترش یافت، به طوری که در سال ۶۸تاسیس و مسئولیت دفتر نمایندگی قدس در تهران به من سپرده شد. هدف آقای فیاضی از راهاندازی این دفتر در پایتخت، ارتباط بیشتر با نویسندگان و انعکاس رویدادهای ملی و به دنبال آن، ارتقای تراز روزنامه از سطح محلی به ملی بود؛ راهبردی که با تمرکز بیست ساله بر آن بهخوبی محقق شد. همکاری من با آن جریده شریفه تا سال ۷۱به طول انجامید. در آن دوران به دلیل حضور در مشهد، مشاور ایشان بودم تا اینکه سلسله یادداشتهای روزانهام باعث سوءتفاهمهایی شد و چاره کار در جدا شدن رسمی بود. پس از آن به معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد پیوستم و سیر کاریام تا امروز ادامه داشت.

ببخشید، از بحث اصلی دور افتادم. قرار است درباره آقای فیاضی بنوسیم نه خود! اما آن اتفاقات را به تفصیل شرح دادم تا تأکید کنم که نقش ایشان در بالندگی خود را نه انکار میکنم و نه فراموش. من که بزرگ نیستم اما خیلی از بزرگان و نامآوران عرصه فرهنگ، هنر و مطبوعات، روزگاری در قدس با آقای فیاضی کار کردهاند و بالیدهاند. نگاهی به فهرست اسامی آنان کافی است تا عظمت کار این برادر شفیق را فقط در یکی از حوزهها (منابع انسانی) دریابیم.

آقای فیاضی در این ۳۰ساله فقط به کار فرهنگی و بهویژه رسانهای متمرکز بوده است. دوره شانزده ساله مدیریت روزنامه قدس، دوره سه ساله معاونت فرهنگی اجتماعی شهردار مشهد، دوره دوساله مدیرعاملی خبرگزاری اصلی کشور و دوره سه چهار ساله مدیریت روزنامه «شهرآرا» که توانسته این روزنامه نوپا را با تکیه بر تجربیات و سوابق ارزشمند خود به تراز روزنامهای جدی، تاثیرگذار، مطرح و متفاوت برکشد. در همه این سالیان، به دنبال نوآوری بوده است، نگاه خلاق و نوجو دارد که سبب میشود هیچ گاه به وضع موجود، بسنده نکند و به دنبال تعالی سازمانی باشد کهصفتی مهم برای یک مدیر است.

به نظرم کسی در ایران نیست که به اندازه ایشان، سرمقاله نوشته باشد. فقط شاید آقای «مسیح مهاجری» مدیرمسئول صاحبنام روزنامه جمهوری اسلامی با سابقه ۳۲ساله در این زمینه مطرح باشند. گفتنش آسان است؛ اینکه مدیرمسئول یا سردبیری، خود را موظف بداند که همیشه درباره آخرین موضوع روز، اطلاع کسب کند و موضع بگیرد.

 این کار با یادداشتنویسی موردی، باورکنید زمین تا آسمان تفاوت دارد. چه تفریحات یا استراحتهایی را آدم برخود حرام میکند، چه رنجشهایی را در همسر و فرزندان و فامیل و دوست و همکار سبب میشود و چه سختیهایی که برخود هموار میکند.

او مثل هرکسی، مثل همه ما، نقاط قوت و نقاط ضعفی دارد.مثل همه ما عملکردش ترکیبی از نمرات مختلف است اما معدل کارنامه او نه تنها قابلقبول بلکه بسیار خوب است؛ این را به همشهریان نازنینم (البته طبقه مدیران) میگویم که در تنگنظری و خلاقیتکُشی و فراری دادن استعدادها شاید سرآمد مردمان ایران باشند!

ما باید به او ببالیم که هرجا طرح و لایحهای درباره مطبوعات است از او کمک گرفته میشود؛ بهطوری که رسما مشاور کمیسیون فرهنگی مجلس شده است. ما باید قدردان تلاشهای او باشیم که بیشتر بنیانی  بودهاند، ممنون کار درسانههای او باشیم و به احترامش برخیزیم.

 

 دکتر حسین انتظامی مشاور رئیس مجلس شورای اسلامی و نماینده مدیران مسئول مطبوعات کشور در هئیت نظارت بر مطبوعات