سال72بود، چه ماهی یادم نیست ولی همان سال بود که همکاری با زیرمجموعه سیدجلال فیاضی را که سمت مدیرمسئولی و سردبیری را عهدهدار بود، آغاز کردم.

صفحه «دانشجو و دانشگاه» از جمله صفحاتی بود که اخبار کوتاه دانشگاهمان را در آن مینوشتم و همیشه به این فکر میکردم که چگونه میتوان روزنامهنگار شد. تفکرات و اندیشههای «سیدجلال» که دیروز و امروز الگوی کاری خیلی از رسانهایها بوده و هست، همیشه برای من جالب بود، چه آن زمانی که برای یک مطلب توسط او تشویق شدم و چه زمانی که گمانم بر آن بود که کار خوبم را ندیده ولی در جایی میشنیدم که از کارم تعریف کرده است. برایم جالب بوده و هست که کاری انجام داده و میدهم که «سیدجلال» نیز آن فعالیت را در طول 30سال گذشته انجام داده؛ یعنی نوشتن.

چقدر نافرم بود اگر این مراسم و آیین نکوداشت برای مردی که سالهای عمر خود را در راه ارتقای جایگاه رسانهای خراسان به کار برده و امروز به حق جایگاه استادی به وی اعطا میشود برگزار نمیشد.

سیدجلال فیاضی در طول سالها با نگاه ژورنالیستی و از دریچه خبر، گزارش، مصاحبه و سرمقاله دغدغههای عمومی را فریاد زده و اوست که امروز متعلق به همه مردم مشهد است.

نگاه به زندگی کاری «سیدجلال فیاضی» به من آموخته که دلبسته کارم باشم نه وابسته شغلم و بهخاطر آموختن این درس از استاد متشکر و خرسندم از اینکه روزی در نشریهای که «سیدجلال» مدیریتش را عهدهدار بود آغاز کردم و امروز سکاندار کشتی محتوای روزنامهای هستم که «سید» از آن به کسوت بازنشستگی نائل شد، شاید این تقدیر را همشهری بودن من و استاد فیاضی رقم زده و هرچه بوده تقدیر خوب رقم خورده است.

 ماهان صفایی ( سر دبیر روزنامه شهرآرا)